در نشست روز يکشنبه وزيران خارجه اتحاديه اروپا در دابلين قراردادی امضا شد كه برطبق مفاد آن کشورهای عضو اتحاديه اروپا متقاضيان پناهندگی اخراجی را "جمع آوری" کرده و سپس با اجاره هواپيماهای توريستی و "چارتر" دسته جمعی به کشورهای خود اخراج خواهند کرد.
اين بدين معنی است که ممکن است در آينده بجای يک يا دو متقاضی پناهندگی اخراجی که معمولا با پروازهای شرکتهای هواپيمايی مختلف به کشورهای خود بازگردانده ميشوند مثلا هواپيمايی در تهران به زمين بنشيند که کليه سرنشينان آن را متقاضيان پناهندگی اخراجی تشکيل ميدهند که از نقاط مختلف اتحاديه اروپا "جمع آوری" و به ايران اخراج شده اند.
اين همکاری بين کشورهای بلژيک, هلند و لوکزامبورگ هم اکنون آغاز شده و انگلستان نيز بنا به گفته منابع بلژيکی بزودی به آن خواهد پيوست. هزينه اين "پروژه" از منبع مالی اتحاديه اروپا تامين خواهد شد. منتقدين گفته اند که اتخاذ چنين تصميمی در طی نشست روز يکشنبه وزرای خارجه اتحاديه اروپا در دابلين بار ديگر بی رحمی و "بی قلبی" اين اتحادیه نسبت به پناهندگان و متقاضيان پناهندگی را به نمايش ميگذارد.
سوئد در حال حاضرايرانيان اخراجی را از طريق پروازهای مستقيم ايران اير به ايران اخراج ميکند. چنانچه شخص حکم اخراج خود را قبول کرده و داوطلبانه حاضر به ترک سوئد باشد برای او بليطی معمولی تهيه شده و شخص مانند يک مسافر معمولی ديگر بسوی ايران پرواز خواهد کرد. چنانچه شخص داوطلبانه حاضر به ترک سوئد نشود و يا امکان فرار وی وجود داشته باشد او را با دو مامور اداره مهاجرت که تا فرودگاه مهرآباد تهران وی را اسکورت ميکنند به ايران اخراج ميکنند و در صورتيکه شخص با مقاومت فيزيکی از برگشت به کشورش خودداری نمايد و خطری برای ديگر مسافران هواپيما تشخيص داده شود وی را با استفاده از " کت بندهای " معروف به " پيراهن اجبار"
اين "پيراهنهای اجبار" که بهنگام حمل و نقل افرادی که مقاومت فيزيکی شديد از خود نشان ميدهند مورد استفاده قرار ميگيرد پوشش دهشتناکی است که در فيلم "وقتی که بره خاموش ميگردد" جهت انتقال آنتونی هاپکينز در نقش " هانيبال لکتور" از آنها استفاده ميگرديد و منظره آن صحنه رقت انگيزی است که همواره در سوئد از چشمان مردم عادی و دوربينهای خبرنگاران رسانه ها پوشيده نگاه داشته شده است.
اخراج دختر يوگسلاوی که چندی پيش با پاها و دستان زنجير شده به تختی در يک اتوموبيل جهت انتقال به فرودگاه از رسانه های سوئد به نمايش گذاشته شد انتقادات گسترده ای را در مورد نحوه اخراج پناهندگان و متقاضيان پناهندگی بدنبال داشت.
بر گرفته از : استكهلميان
خود سوزي يك پناهنده ديگر در كشور مالزي ، دوباره خبر آوارگي پناهجويان را در صدر اخبار پناهندگي قرار داد. اين فرد كه در ميان شعله هاي آتش فرياد ميزد ، به دليل ردشدن درخواست پناهندگي اش در مقابل دفتر كميسارياي پناهندگي سازمان ملل در كوالالامپور مالزي اقدام به خودسوزي كرد.
با تشكر از ارسال لينك توسط آقايان اقوامي و زند
خبر تكميلي: ايميلي از آقاي فرشاد حسيني مبني بر اطلاعات بيشتر در اين زمينه دريافت كردم كه خوانندگان گرامي را به مطالعه آن در وبلاگ آقاي حسيني توصيه مينمايم . با ياد آوري اين نكته كه ايشان مجددا وبلاگ خود را راه اندازي نموده اند . برايشان آرزوي موفقيت داشته و اميدوارم كه در راه كمك به پناهجويان موفق و پيروز باشند.
«کيسه های بی مصرف نايلونی و ديگر زباله های پراکنده پائين بدنه نوار سيم خاردار حاشيه پشت محوطه اردوگاه(هايم)، منظره غم انگيزی بوجود آورده اند.
اطاق شماره 27 در طبقه سوم، زير شيروانی، پنجره يکتکه ای دارد نه کاملآ افقی که شيروانی سفالی را وصله کرده است و از آن می شود دامنه تپه کم شيب سبزِ سرمستی کش در سمت راست، و درچپ پمپ بنزين و انبوه درختان خودروی جنگلی را بدون چرخاندن سر مشاهده کرد. هوا اغلب ابری است و مه آلود و گاه می بارد که هرچه نشاط است با خود می خشکاند. در عوض طبيعت نفس می کشد و بی توجه به اوضاع می رويد.
طبيعت اينجا هميشه سبز است و من، از اينکه در گذشته آرزوی زندگانی در سبزی را کرده ام بی وقفه برخود لعنت می فرستم. شرايط دست به دست هم داده اند تا تنهائی ام را کامل کنند بحدی که تصور تحرک را نيز از سر ربوده اند و در آرامشی ناخواسته غوطه ورم ساخته اند که خودبخود تمامی ابزار رشد و سازندگی و تفکر را می ميراند و آنچه می ماند نگاه است؛ نگاهی از پشت فيلتری ثابت. من منجمد شده ام...
بارها شده کتابی بدست گرفته ای، کتابی جالب و ناياب و ... ولی کنارش گذاشته ای بدون خواندن حتی صفحه ای! بدون بياد آوردن و فقط در اثر چرخش چشمها در فضای اطاق، متوجه می شوی مدتهاست که محتويات فنجان ات سرد شده. بيداد فراموشی گريبانت را سخت گرفته. لذت غذا، زن، گفتگو و گردش و تماشای تلويزيون جايگاهشان را به کسالت و خواب سپرده اند. اين شرايط من است در اين غربت تنگ؛ ملال و ملال و ملال...
حال اينجايم؛ تنها ...تنهای تنها.»»
ارسل شده توسط دوست گرانقدر آقاي افشين زند
فكر ميكنم تا چند روز آينده مسئله انتخابات و مشكلات صوري كه براي آن طراحي شده بود به كلي مرتفع گردد. طي روزهاي قبل تقريبا اكثر خبرگزاري هاي داخلي و خارجي به اين مسئله و اتفاقات به وجود آمده در راستاي صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي پرداختند .
دولت ايران و طراحان اين قضيه به اين وسيله به سه هدف عمده خواهند رسيد كه اگر چنين شود بايد به ذكاوت و هوش سياسيون صد آفرين گفت و به من راقم هم يه لينك خوب توي يكي از اين سايتهاي پر بيننده ، مثل گويا داد !
اول اينكه مردم و رسانه هاي گروهي به راحتي هر چه تمامتر فاجعه زلزله بم را از ذهن خود دور كردند( يعني از ذهنشان دور گردانيدند ) و بم ماند و آواره هاي آن و چهل هزار نفر...... (كه فقط در گفتن آسان به نظر مي آيد) جسم بي جان كه به اندازه يك سر سوزن داراي ارزش نبود .
و دوم آنكه با تمام تلاشي كه براي تحريم نمودن انتخابات صورت پذيرفت به يكباره و با پا در مياني رهبر حكومت، صلاحيت ها به اشخاص بي صلاحيت صوري بر ميگيردد و مردم هميشه در صحنه از اين حركت خوشحال ميشوند و فوج فوج و قشون و قشون به پاي صندوقهاي راي ميروند و جامعه ايران را با حضور خود در پاي صندوقهاي راي و آنهم توسط همين رساته هاي خبري به جهانيان معرفي چند باره ميكند و دوباره با حضورشان مشت محكمتري به دهان بدون دندان و مشت خورده قبلي ميكوبند.
و سوم اينكه احترام به دمكراسي ورعايت حق اعتراض آزاد توسط مردم ايران و نمايندگان پارلمانش به رخ مدعيان دمكراسي كشيده ميشود" كه در مملكت ماآزادي وجود دارد" .
اينها تنها يك حدس انتخاباتي بود . شايد پلان هاي ديگري هم وجود داشته باشد كه من و ما از آن بي خبر باشيم .
واشنگتن- وزارت امنيت داخلی روند جديدی را به عرضه گذاشت که بر طبق آن ديدارکنندگان دارای ويزا از ايالات متحده ملزوم هستند از 5 ژانويه 2004 دارای دو کپی اثرانگشت که از طريق دستگاه انگشت نگاری بدون جوهر انجام می شود و يک عکس ديجيتال که هنگام ورود به مرزهای هوايی و دريايی ايالات متحده توسط ماموران اداره مهاجرت گرفته می شود، باشند.
اين روند که مطابق با دستور صادره از کنگره بعنوان بخشی از سيستم US-VISIT (شاخص تکنولوژی وضعيت ديدارکنندگان و مهاجرين به ايالات متحده)، يک سيستم خودکار ورود و خروج می باشد، و از اوايل 2004 در 115 فرودگاه و 14 بندر اصلی به اجرا در خواهد آمد. پيشبردهای تکميلی روند مهاجرت بتدريج طی سالهای 2005 و 2006 در مرزهای زمينی ايالات متحده اجرا خواهند شد.
اين چند روز قدري با مشكل مواجه هستم اگر در به روز رساني وبلاگ تعلل دارم به بزرگي خودتان ببخشيد .
يك مطلب رو هم به طور خلاصه توضيح بدهم كه براي عده اي از دوستان در ارتباط با خبر پناهنده شدن تعدادي از پناهجويان به افغانستان شبهه نادرستي ايجاد شده كه سرفرصت به اين امر كه آنها به كميسارياي پناهندگان سازمان ملل در افغانستان اعلام پناهندگي نموده اند نه دولت افغانستان ، توضيح خواهم داد.
شما البته برای خودتان سينه زده ايد؛ اشاره به پوشش دادن "جوانان" نيز، سايت هايی شبيه به صبحانه و غيره است. مشگل اينجاست که زندگی در مدنيّت غرب و و تحصيل در سيستم آموزشی غربی نيز نتوانسته شما را از اصلاح طلبان حکومتی و نوستالژيا شله زرد و آبگوشت دور کند؛ به هر حال آبگوشت مزه اش بهتر از پيتزا است، نه؟! می دانم که تحليل بی طرف يک جريان سياسی بدون چشمداشت های حاشيه ای، نياز به شجاعت اخلاقی دارد و به همين خاطر من نمی توانم شما را به اينکار متقاعد کنم، امّا تنها می خواهم بگويم: کنفرانس جمهوری خواهان از کمترين شفافيّت برخوردار نبود. به دو دليل عمده:
1- نقدهای ديگران را بازتاب ندادند. و 2- منظورشان را از "جمهوری خواهی" مشخص نکردند. مثلن نگفتند نظرشان جمهوری فدرال است، يا جمهوری پارلمانی(ايندو با هم صد و هشتاد درجه فرق دارند). اگر آنان وارد ظرايف کار نشدند، دليلش هراس شان از انشعاب بود. پس سعی کردند کلی گويانه کار را جمع و جور کنند و يکی دو تا هم بيانيه صادر کنند و تمام!
مگر دولتهاي اروپائي يا كشورهاي حامي حقوق انسانها در جريان مشكلات اين سه كشور در منطقه نميباشند ؟ مگر خود همين سازمان ملل متحد در ارائه گزارشهاي سالانه خود بيشترين تعداد پناهندگان در دنيا را از كشورهائي چون ايران ، عراق ، افغانستان ، و شوروي سابق و ...غيره نميداند ؟ مگر هر روز در اعلاميه هاي صادره از طرف مراكز مربوط به حقوق بشر ، به عدم رعايت آن توسط دولتمردان و حكومتمداران اين كشورها اعتراض نميشود ؟
اين همه آدم ايروني تو بلژيك زندگي ميكنند ، اونوقت سي و يك نفر تو اين نظر خواهي شركت كردند. به هر حال اين نظر خواهي رو كماكان نگه ميدارم تا اينكه دوستان بيشتري كه در ارتباط با پناهجويان متحصن اخبار و اطلاعات كافي دارند و در جريان اتفاقاتي كه از پيش براي اين عزيزان به وقوع پيوسته ، در اين نظر خواهي شركت كنند.
اين رو هم توضيح بدهم كه بيشتر از يكبار نميتوانيد در اين جمع آوري نظرات شركت كنيد و اگر هم چنين اتفاقي نا خواسته و عليرغم ميل من اتفاق بيافتد شماره آي پي وارد شده به همراه نظر مربوط به آن از جمع داده ها خذف ميگردد.
آنچه كه تا به حال از كل ماجرا ميتواند برداشت شود تاكيد بيست و دو درصدي آراء از بدون برنامه بودن و عدم سازماندهي متشكل در اين اجتماع را دارد كه با جمع شدن تعداد بيشتر از نظرات عزيزان ، ضمن مرور بر روند و شكل گيري اين اعتراض و تحصن به علل موفق يا نا موفق بودن آن خواهيم پرداخت.
يادآوري مهم : اگر دوستان در اين زمينه نظر خاصي دارند ميتوانند آن را به آدرس ايميل وبلاگ ارسال تا به نام خودشان در صفحه پناهندگي درج گردد.
آخرين خبرها را در ارتباط با همايش تعدادي از ايرانيان و همچنين پناهجويان ايراني كه در شهر گنت از كشور بلژيك برگزار شد را ميتوانيد در سايت ايرانيان بلژيك مطالعه نمائيد . در اين نشستها كه با همكاري گروهي از ايرانيان و بلژيكيها برگزار شد به مسئله پناهندگان و چگونگي شرايط آنها پرداخته شد .
بنا به گزارش خبرگزاري فرانس پرس,وزير بهداشت الباني اعلام نمود که پناهندگاني که با قايق قصد رسيدن به سواحل ايتاليا را داشتند , همه از فرط سرما يخ زدند. او گفت: مرگ اين افراد بر اثر خراب شدن يکي از اين موتورهاي اين قايق بوده است. انها ازما تقاضاي کمک نمودند , اما تقاضاي کمک انها بسيار دير امد و ديگر اينکه ما نتوانستيم محل انان را مشخص نمائيم. حداقل 21 پناهنده بر اثر اين حادثه جان خود را باختند. تنها يازده پناهنده ديگر جان سالم از اين قضيه بيرون برده ا ند. اجساد پناهندگان يخ زده ديروز در بندر ولورا در الباني تحويل داده شدهاند.
جستحو براي افراد مفقود شده تا امشب ادامه دارد. هنوز از هويت و مليت اين افراد خبري ارسال نشده است
برگرفته از : ايران اشپيگل
بنا به گزارش رسيده به دبيرخانه فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى از روز جمعه ٢ ژانويه سال جارى پروسه پذيرش صدها پناهجوى ايرانى در ترکيه که از شمال عراق وارد ترکيه شده و چند سال در بلاتکليفى و شرايط خطرناکى بسر ميبردند، آغاز شده است.
بنا به گزارشات دريافتى از سوى واحد فدراسيون در ترکيه تاکنون تعداد ٥٧٠ پرونده شامل بيش از هزار پناهجوى ايرانى توسط کميسارياى پناهندگان سازمان ملل بعنوان پناهنده پذيرفته شده اند. اين پناهجويان عمدتا پناهجويانى بودند که از سال ٢٠٠١ وارد ترکيه شده بودند، در ترکيه اقامت قانونى نداشته و همواره در خطر ديپورت به جمهورى اسلامى قرار داشتند.
کميسارياى پناهندگان سازمان ملل تا کنون به بهانه جابجايى غيرقاعده از قبول مسئوليت در قبال اين پناهجويان سرباز ميزد.
بنا به گزارش خبرگزاري اسوشيتدپرس, گروهي از پناهندگان ايراني و افغاني تصميم به ادامه اعتصاب غذاي خود نمودند. اين در حاليست که سازمان ملل به انها اعلام نموده است که پرونده کساني تنها بررسي ميگردد که در اعتصاب غذا شرکت نکرده اند. هفت تن از اين اعتصاب کنندگان از روز پنج شنبه تاکنون نه غذا و نه اب خورده اند. يکي از پناهندگان اعتصابي در حال حاضر بعلت وضعيت جسماني وخيمش به بيمارستان منتقل گرديده است.سه تن از اين پناهندگان مبادرت به دوختن لبهاي خود کرده اند.
اين پناهندگان جزو گروه 170 نفره از کشورهاي افغانستان, ايران و عراق ميباشند که قريب 2 سال در جزيره لمبگ در شرق اندونزي محبوس ميباشند. تقاضاي تمامي اين پناهندگان از سوي کميسار عالي سازمان ملل بخش پناهندگي رد گرديده است. در اين حين سخنگوي اين سازمان اعلام نمود که تنها به پرونده کساني رسيدگي ميشود که در اعتصاب غذا شرکت نکرده اند
بر گرفته از : ايران اشپيگل
اين مادر بزرگها و قديميها كه به زور راهي مكتبخانه ها ميشدند همين الان هم اگه كهولت سن بهشون اجازه بده راديو كوچك خونه رو روي فركانس هاي بخش فارسي بي بي سي تنظيم ميكنن و محكم به گوشاشون ميچسبونن ... چرا ؟ شايد خودشون هم نميدونن.
به اونها ايراد ميگيريم اگر چه در قرن حاضر و تعريف ارائه شده از دهكده جهاني ما تحصيلكرده هاشون هم اولين سايتي رو كه كليك ميكنيم همين بي بي سي فارسي...چرا ؟ شايد خودمون هم نميدونيم .
پرده سوم رو با دقت بخونين: تازه که شاه رفته بود می گفتند « مرديکه برای از دست دادن جلال و جبروتش چه گريه ای می کرد! ». سالهای بعد که در سالگرد 26 دی فيلم شاه را تلويزيون نشان می داد، می گفتند « ديدی خواهر جان! آن مرد برای خودش گريه نمی کرد، به حال ملت گريه می کرد »!
فکر ميکنم حتی اگه بچه رو تا سن هفت سالگی به مادر بدن، دو چيز هست که حضانت مادر رو باطل ميکنه. يکی ازدواج مجدده و يکيش هم جنون!
حالا تو اين که گاهی ازدواج مجدد مادری که نگهداری بچه ها به عهده شه گاهی در حد جنونه!!! حرفی نيست. اما اينکه اين دو موضوع همرديف هم قرار بگيرن واسه اينکه کسی واجد صلاحيت نگهداری بچه هاش نباشه ديگه خيلی خنده داره. شنيده بودم مجلس ششم سعی کرد که شرط عدم ازدواج مادر رو تغيير بده و به جاش بيماری صعب العلاج بذاره. (يعنی مريضی که سخت خوب ميشه) که اگه ميشد خيلی خوب بود. اما خب نشد و با اين اوضاع مملکت معلوم هم نيست که چی بشه.
خنده م ميگيره.
به زن ميگن اگه طلاق بگيری بچه ت رو ازت ميگيريم.
اگه هم طلاق گرفتی و هم بچه ت پيشت موندن، اونقدر اذيتت ميکنيم که مجبور شی دوباره ازدواج کنی.
اگه طلاق گرفتی و تونستی بچه تو بگيری حق نداری ازدواج کنی بايد یه عمری تنها بمونی، چون اگه شوهر کنی بچه هات رو ازت ميگیريم.
خلاصه اينکه به هر حال دم به ساعت تنت بلرزه که بچه تو ازت ميگيريم.
ميگما... خدايا شکرت.
من بعنوان يه زن بايد هميشه شوهر داشته باشم. اگه نه همه جور انگی بهم ميچسبه.
سازمان غيردولتى آلمانى AktionCourage نتايج پژوهشى را در باره رفتار غيرانسانى برخى ماموران پليس آلمان با خارجيان منتشر كرده و خواستار پيگرد و مجازات اين ماموران شده است. سازمان دفاع از حقوق بشر AktionCourage سازمانى غيردولتى در آلمان است كه در سال ۱۹۹۲ ميلادى به همت چند گروه مدافع حقوق بشر و چند فعال حقوق مدنى با هدف مبارزه عليه خارجى ستيزى و نژادپرستى بنياد نهاده شد. نام اين سازمان AktionCourage را مى توانيم “اقدام جسورانه مدنى” ترجمه كنيم. شعار اين سازمان”به دور از نژادپرستى دنياهايمان را به روى هم بگشاييم“ است.
يوم پنجشنبه به جهت بارعام در دربخانه نشستيم. ميرزا آغا هم آمده بود. به سبب وقوع زلزله در ولايات بم رعاياي كثيري از آن ديار به دستبوسي آمده بودند. همه طلب مراحم شاهانه داشتند و عفو خراج. گفتيم ميرزا آغا به همه شان رسيدگي كند. (في الواقع اوضاع خزانه چنان قمر در عقرب است كه دخل و خرج دربخانه چفت و جور نميشود. ) قاصدي خبر از غارت و چپاول در بم آورده بود.
امر كرديم به قزاقها بفهمانند كه چه بكنند ليكن فهميديم كه عمل خود پدر سوخته شان است. تفحص كه كرديم ديديم كار قزاقان اسلاميون است! از دست ما خارج است. خودمان كه بي تاج و تختيم هيچ، از حضور مبارك ما با خبر شوند دودمانمان را برباد ميدهند. فعلا گفتيم تقيه كنند تا انشالله رحمان بعد از وصول به سلطنت ميدهيم وسط سبزه ميدان همه شان را چوب بزنند. روح شاه باباي شهيدمان در روضه جنت قرين رحمت شود. عهد سلطنتش كسي بر خود جسارت حرامي و راهزني نميداد. داده بود همه ماستها را كيسه كنند.
رانيه خاتون ملكه سرزمين اردن هاشمي هم براي ديدار آمده بود كه به حضورمان مجال رخصت نداديمش. با اين اوضاع بايد والي اميني براي ولايات بم گسيل داريم. هر چه در اطرافيان تفحص ميكنيم همه دله دزدند. فقط به ميرزا آغا اعتماد خاطر داريم كه او همينجا در دربخانه بماند به صلاحمان است. بلكه از خود رعايا كسي را قرار داديم. اين هفته به ياري باريتعالي بار ديگر در ولايات بم بارعام خواهيم داد. همانجا ميدهيم براي والي جديد جار بزنند.
برگرفته از : وبلاگ شازده قاجار
گزارش يكي از شبكه هاي تلويزيوني بلژيك حكايت از تحصن تعداد شصت نفر از پناهندگان ايراني در استان گنت دارد كه كماكان پس از دو هفته نسبت به بد قولي اداره اتباع بيگانه كشور بلژيك مبني بر رسيدگي سريع به پرونده هاي انان به اعتصاب خود ادامه ميدهند . اداره مربوطه تعداد كثيري از اين پرونده ها را غير قابل قبول دانسته و آنها را نپذيرفته است .
طي ماههاي گذشته تعدادي از ايرانيان پناهنده كه شرايط نا هنجاري را در ارتباط با پروسه پناهندگي خود پشت سر ميگذارند ، در مكانهائي خاص دست به تحصن و اعتصاب غذا زده اند كه آخرين مورد آن با قبول دست كشيدن از اعتصاب غذا توسط پناهجويان اتمام يافت ، اما بلافاصله با حركتهاي مشابهه و اعتراضات دوباره و در قالبهاي ديگر نمودار گرديد.
در اين زمينه صحبتهاي وزير داخله دولت مذكور حكايت از نپذيرفتن قراردادهاي رد و بدل شده مابين اداره اتباع بيگانه و پناهندگان ، بتوسط وزارت كشور را دارد ! در ارتباط با موضوع تحصن برنامه هائي نيز در شهر گنت و توسط شوراي متحصنين پناهندگان برگزار ميگردد كه مشروح خبر آن را ميتوانيد در سايت ايرانيان بلژيك مطالعه نمائيد.
عكس فوق مربوط به تله تكست شبكه وي تي ام كشور بلژيك ميباشد.
از جزيره نائورو در اقيانوس آرام گزارش می رسد که پناهجويان معترض به دولت استراليا به حدود يک ماه اعتصاب غذای خود پايان داده اند.
اين 33 پناهجو که عمدتا افغان هستند، در اعتراض به امتناع دولت استراليا از اعطای پناهندگی به آنها دست به اعتصاب غذا زده و برخی از آنها لب های خود را دوخته بودند.
يک گروه استراليايی حامی پناهجويان گفته است پس از آنکه مقامات نائورو اعلام کردند استراليا برای درمان پناهجويان، يک تيم پزشکی اعزام می کند، آنها به اعتصاب غذای خود پايان دادند.
تودانشكده يك درسي داشتيم به نام نو سازي و دگرگوني سياسي و يك استاد دانا و با سوادي داشت به نام آقاي دكتر سيف زاده .يك روز سر كلاس يكي از دانشجو ها كه سبيلش تا رو لب پايينش آمده بود از بحث مربوط به اون روز كه در ارتباط با مراحل رشد اقتصادي روستو بود به تنگ آمد و به بحث و جدل با استاد پرداخت و در آخر هم گفت :
اصلا ميدونين چيه استاد ... من به اين اعتقاد دارم كه علوم رياضي راحتراز علوم اجتماعي و علي الخصوص علم سياست است ...و ميتونم اين قضيه رو خيلي ساده واسه همه عنوان كنم كه در رياضيات دو بعلاوه دو ميشه چهار ولي در علم سياست دو بعلاو دو امروز جوابش ميشه چهار ، فردا ميشه پنج و خلاصه چرتكه دست خودمونه و هر مقداري رو كه خودمان بخواهيم ، برايش در نظر ميگيريم .اين جمله در حين سادگي هميشه در گوش من زنگ ميزنه و به اندازه اي از اين بازي خطرناك متنفرم كه به قول يكي از دوستان عزيز كه ايشون هم از قول پدرشون نقل ميكردند ... آدم سپور بشه ولي سياستمدار نشه .
البته اين يك مثال هست و به درست و يا نادرست بودن الفاظ به كار رفته در اون كاري ندارم و مطمئنا راوي قصد كم شان نمودن شغل شريف سپور را نداشته .
اينها رو گفتم كه به اينجا برسم ديروز مرگ بر شوروي بود و امروز نيست ...ديروز مرگ بر صدام يزيد كافر بود و بعد از پايان جنگ يواش يواش خبري ازش نبود ...ديروز خالد اسلامبولي ( وزراء ) بود وامروزها ميرود كه به انتفاضه تبديل شود و شايد فرداهاي ديگر اين حاصل جمعها رقمي غير قابل باور را در ارتباط با آمريكا يا اسرائيل ويا در ساير موارد داشته باشد.
کاسموپوليتيسم يا مکتب جهان وطني كه به وسيله دو شاعر و نويسنده فرانسه والري لاربو و پل موران پايه گذاري شد. مبتني بر اين اصل است كه همه مردم جهان بايد همديگر را هموطن يكديگر بدانند .
قصدم از ذكر جمله فوق تذكر بجا و درست دوست عزيز و ارجمندم آقاي افشين زند بود كه اين حقير را در ارتباط با مطلب پيشين و استفاده از اين لغت راهنمائي نموده بودند فقط ذكر اين نكته را لازم ميدانم كه اين حقير دلسوزي ملل ديگر را در ارتباط با زلزله اخير بم به جهان وطني تشبيه كرده بودم و صرفا به اين معنا كه آنها مردم ما را همچون هموطن خودشان در آغوش ميكشند و همچون خانواده خود با آنان مهربانانه برخورد ميكنند .
بهر حال از ايشان و نكته سنجي شايسته اين دوست گرامي سپاسگزارم.
آقاي پدرام معلميان در راستاي قدرداني از كمكهاي مردم مهربان دنيا و به پاس زحمات از جهان وطني انسانها ، اين متن زرد رنگ زيبا رو كه شما عزيزان لينكش رو دركنار صفحه ميبينيد، تهيه كردند تا تمامي عزيزان با امضاي آن و اظهار نظرشان ، تكميل كننده اين حركت قشنگ باشند . شما هم قدرداني كنيد ....
اين مطلب رو تو چند تا وبلاگ ديدم ،كه البته اوليش تو نوشي بود و بعد هم لينكي كه نوشي به يك وبلاگ ديگه داده بود . به هرحال هر شخص شخيصي نوشته ، به نظرم گل گفته ، علي الخصوص در باره بوروكراسي و كاغذ بازي بلژيك . شما هم بخونيد
موقعيت : فرض مي كنيم كليد در اتاق يكي از مقامات مهم كشوری گم شده است . در هر جای دنيا چگونه كليد را پيدا و در را باز ميكنند؟
فرانسه : در اين كشور درها معمولا قفل نيستند، بنابراين دستگيره در را مي چرخانند و در را باز ميكنند . بعدا ماموران يك كليد يدكي درست مي كنند يا قفل را عوض ميكنند
آمريكا : بلافاصله اف بي آی تعداد 194 نفر از مظنونين القاعده را دستگير و تعدادی از ايرانيان را اخراج ميكند و در بازجويي اعضاي القاعده تعدادي بمب و موشك و نارنجك و تانك نفربر و موشك ضد موشك در خانه هاي آنها پيدا ميكنند، اما كليدی پيدا نمي شود
آلمان : حتما يك كليد يدكي در جيب هلموت كهل است، آن را از او مي گيرند
بلژيك : ابتدا مسول مربوطه به ماموران نامه مي نويسد و اين خبر را مي دهد، بعد موضوع طي نامه اي به وزارت كشور و وزارت خارجه خبر داده مي شود، بعد نامه هايي براي پارلمان اروپا نوشته مي شود. بعد از نه ماه نامه نگاري كليد خودش پيدا مي شود
انگلستان : در انگلستان هيچ وقت هيچ كليدی گم نمي شود، مگر اينكه از دهها سال قبل در مورد آن تصميم گرفته شده باشد
كلمبيا : رئيس جمهور از قاچاقچيان مي خواهد كليد را پس بدهند، آنها هم از او مي خواهند قول بدهد ديگر درها را قفل نكنند.
واتيكان : پاپ از خداوند مي خواهد جاي كليد را نشان بدهد، بعد هم يك كليد ساز مي آورند و در را باز ميكنند
ايتاليا : گم شدن هر چيزي در اين كشور طبيعي است ، بنا براين در را مي شكنند و خسارت انرا ميپردازد
افغانستان : با يك توپ 106 در را از جا ميكنند و در اين ماجرا تعدادي از نيروهاي آمريكايي و القاعده هم به قتل ميرسند
عراق : چند ساعت منتظر مي مانند تا عمليات استشهادي انجام شود، در جريان عمليات در هم باز میشود و مي بينند صدام آنجا نيست
سوئيس : براي انتخاب بين باز كردن در يا باز نكردن آن رفراندوم برگزار ميكنند
روسيه : يكي از دزدهايي كه وزير شده است ، با يك سنجاق در را باز میكند
نوشی : و در ايران لابد در يک حماسه مردمی فوتباليستا و هنرمندا رو دعوت ميکنن و دوربين ميذارن و از ملت غيور ميخوان هر چی کليد تو خونه هاشون دارن اهدا کنن
آخرين خبر از پناهجويان متحصن در كليساي مينم واقع در بروكسل حكايت از ادامه روند اعتصاب غذا دارد كه با توجه به عدم پذيرش درخواستهاي قبلي اين پناهجويان و همچنين كندي روند بررسي پرونده پناهندگان ، آنان را به انجام اين عمل ناخواسته سوق داده است .
همچنين گزارشهاي انتشار داده شده توسط برخي از سايتها و وبلاگهاي خبري حكايت از ملاقات داريوش اقبالي ، خواننده ايراني مقيم آمريكا با پناهجويان دارد كه در اين زمينه با اين عزيزان اعلام همدردي نموده است .داريوش كه براي اجراي كنسرت خود در بروكسل به سر ميبرد مقداري از عوايد فروش بليط را به زلزله زدگان بم تعلق داده است.
از كليه عزيزان و خوانندگان تقاضا دارم در ارتباط با قسمت نظر خواهي اين وبلاگ كه در قسمت راست صفحه تعبيه گرديده همكاري لازم را بنمايند تا در آخرين مرحله ، ضمن اعلام نتايج آن ، مروري كلي بر آنچه اتفاق افتاد را به نظر شما عزيزان برسانيم.
جامعه اروپا از جهاتي نمونه مناسبي است كه روابط بين مهاجرت هاي بين المللي، مبادلات آزاد تجاري و ادغام منطقه اي را به خوبي نشان مي دهد. هدف بازار مشترك، قابليت انتقال كالا و عوامل توليد است. لذا مهاجرت بين المللي هم هدف و هم ابزاري براي تحقق بخشيدن به الحاق اقتصادي با شرايطي متفاوت از مناطق آزاد تجاري است. سؤالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا گشودن فضاي تجاري بين كشورهاي جامعه اروپا توانسته در كاهش مهاجرت درون جامعه اروپا تأثيرگذار باشد و يا زمينه را براي مهاجرت از كشورهاي ثالث فراهم آورده است؟
مشاهدات و آمار موجود نشان دهنده صحت پيش بيني هاي انجام گرفته است. از بين رفتن موانع سهميه اي و تعرفه اي بين كشورهاي جامعه اروپا با افزايش ميزان گشايش تجاري، كاهش اختلاف درآمد سرانه و كاهش مهاجرت بين كشور هاي جامعه اروپا و افزايش مهاجرت از كشورهاي بيرون از جامعه اروپا همراه بوده است
مطلب فوق خلاصه ائي از * راه فرو بسته مهاجرت * است .
بنا به مقررات جديد اداره مهاجرت سوئد که از تاريخ اول آپريل سال 2004 به مرحله اجرا درخواهد آمد از اين پس مانند سابق نيازی به تمديد 3 ساله برچسب اقامت دائم در گذرنامه ها نخواهد بود بلکه بنا به تصميم اداره مهاجرت, برچسبهای اقامت دائم دارای همان زمان اعتباری خواهند بود که يک گذرنامه اعتبار دارد. بنابراين در مورد ايرانيان که گذرنامه هايشان هر پنج سال يکبار تمديد ميشود برچسب اقامتهای دائم درون گذرنامه های آنان نيز 5 سال اعتبار خواهد داشت.
برچسبهای جديد اقامت دائم پس از تمديد يا تجديد گذرنامه فقط از طريق مراجعه شخصی به يکی از دفاتر اداره مهاجرت در گذرنامه ها ثبت خواهد شد. همچنين بنا بر شروط جديد اعمال شده از سوی اتحاديه اروپا در آينده نزديک تمامی برچسبهای اقامت در اتحاديه اروپا ميبايست دارای عکس و نيز اطلاعات "بيومتريک" متقاضی در آن از قبيل اثر انگشت, تصوير چشمان و نيز فرم صورت متقاضی باشد که عملا جعل اينگونه مدرک اقامت را غير ممکن خواهد كرد.
برگرفته از: استكهلميان
خوش آمديد! سپاسگزاريم كه به ياد قلب فرهنگی سرزمين تان افتاديد. كاش آن روزها كه می آمديد و رطب مضافتی جلويتان می گذاشتيم، دوربين هايتان از ما عكسی گرفته بود. از اين كوپه های خاك كه خودمان با خون دل شكل خانه اشان كرده بوديم عكسی گرفته بود. كاش آن روزها كه كرور كرور در كنار ارگ جمع می شديد و عكس يادگاری می گرفتيد از پاهای زخمی سهراب و دست های خسته مرضيه و زهرا هم عكس می گرفتيد. كاش آن روزها درددل هايمان را می نوشتيد. كاش می گفتيد خانه هامان بر خط مرگ سوار است
بدنبال فراخوان شوراى پناهندگان ايرانى در بروکسل که نماينده جمع پناهجويان متحصن ميباشد و همچنين کميته بلژيکى حمايت از متحصنين روز دوشنبه ٢٩ دسامبر ساعت ١٢ ظهر يک کنفرانس مظبوعاتى در محل تحصن پناهجويان (کليساى مينيم) برگزار شد. در اين کنفرانس ابتدا نمايندگان متحصنين در ارتباط با اهداف و سياستهاى تحصن جديد در بروکسل سخنرانى کردند.
در ادامه ، فرشاد حسينى معاون دبير همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى در رابطه با اقدامات بين المللى در حمايت از مبارزات پناهجويان ايرانى و عليه دولت بلژيک سخنرانى کرد. نامبرده در سخنان خود اظهار داشت که عليرغم سه ماه مبارزه و دهها کنفرانس خبرى و گزارش مطبوعاتى، دولت بلژيک عکس العمل مثبتى نشان نداده و کماکان حقوق پناهجويان را ناديده ميگيرد.
وي افزودديگر براى ما مسلم شده که بايد دنيا را به قضاوت و اعتراض جدى و وسيع در اين خصوص کشاند. از اينرو همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى در تدارک سازمان دادن مجموعه اقدامات حقوقى و سياسى عليه دولت بلژيک در سطح بين الملللى ميباشد. در عرصه سياسى ما از همين آخر دسامبر آکيسونهاى اعتراضى در مقابل سفارتخانه ها و کنسولگريهاى بلژيک در اقصى نقاط دنيا را آغاز کرده و در ماههاى بعد در ساير کشورها ادامه ميدهيم.
در عرصه حقوقى فدراسيون تلاش ميکند عليه دولت بلژيک به مراجع قانونى از جمله دادگاه اروپا در فرانسه شکايت کند. پس از پايان کنفرانس تعدادي از خبرنگاران روزنامه ها و به فرشاد حسينى مراجعه کرده و خواهان اطلاعات بيشترى در اين زمينه شدند. بدنبال آن فرشاد حسينى در جمع متحصنين نيز حاضر شده و براى پناهجويان متحصن در مورد اشکال متنوع و گسترده ادامه مبارزه و چگونگى حمايت هاى همبستگى و حزب کمونيست کارگرى ايران بطور مشروح سخنرانى کرد.
اعتصاب غذاي پناهجويان باقي مانده ايراني در بلژيک که مجددا جواب منفي دريافت کرده بودند و هم اکنون در کليسائي در بروکسل مستقر ميباشند مجددا آغاز شده است، و در اين خصوص راديو و تلويزيون بلژيک در دوروز اخير در چند نوبت با آنها مصاحبه مطبوعاتي داشته است.
پناهجويان متحصن ابراز داشته اند كه ما به حركت خشن پليس در اخراج متحصنين از دانشگاه اعتراض داريم وخاطر نشان مي كنيم كه خواهان حركت هاي اعتراضي قانوني در برابر رد شدن به در خواست هاي جديد ، با كيس جديد بوجود آمده هستيم ودر اين راه چاره اي جز اعتصاب غذا نداريم ، زيرا براي ما پناهندگان اين كار يعني گذشتن از جان خودمان است تا مسئولين دولت بلژيك , اگر جان انسانها برايشان اهميتي داشته باشد به درخواست هاي ما گوش دهند، چرا كه ما حركت هاي آرام و تحصن را در مدت بيش از دو ماه ادامه داديم اما جوابي در يافت نكرديم، و چاره اي جز اعتصاب غذا براي ما باقي نمانده است.